تبلیغات
انیمه کلاب - ×19×

×19×

چهارشنبه 28 مرداد 1394 12:14 ب.ظ

نویسنده : ❤ رزالین†رنگین کمان سرعتی❤

http://s2.img7.ir/Sdy4P.gif

سیلام
اومدم با خاطره یه هفته قبل
خو حسش نمیومد بزارم
برگردیم به اون موقع

امروز قرار بود عمه بابام بیاد خونمون
منم وقتی اون اومد خوابیدم
که یهو دختر خاله هام اومدن خونمون
اوناهم نزاشتن بخوابم
بیدار شدم
یع ربع حرف زدیم
بعد پاشودن برن
به مامانم گفتن داریم میریم با ماشین بگردیم بزار اینم بیاد
مامانم:اممم باشه ولی زود برگرد
من:چشممممممممم
بعد رفتیم
همین جور که داشتیم  ودر میزدیم یهو دیدیم دایم اینا دارن میان خونشون
ماهم برگشتیم
قرار بود ماشینو بشوریم
دختر خاله هام داشتن میشستن من و دختر دایمم حرف میزدیم
بعد اینکه ماشین و شستن تموم شد
رفتیم خونه
یه فیلمی نشون میداد اونو یکمی دیدیم
رفتیم بالا از چیزای ترسناک حرف زدیم
من بیچاره هم هی میترسیدم
خلاصه ساعت8اینا شد
قرار بود سنجاب(لقب دختر دایم)شبو بمونه
ماهم خیلی خوشحال شدیم
منم با یه عالمه اجازه گریه و... مامنم گزاشت بمونم
رفتیم تو اتاق(پاینی)اهنگ خوندیم
اها راستی لقبا تغییر کرده
m=موش
f=جوجه(خیلیم براکس هستن هر دوتاشون چاق)
دختر دایم=سنجاب
خو اهنگ میگین چی؟؟
اهنگ TM bax گروه مورد علاقه ی من
اسم اهنگ=عاشقم بودی
کی کی بود:
من=شاهین لو(چون خیلییی شبیهشم مثل اون لاغرم صدام خش داره و..)
جوجه=علی بی(قبلا عاشقش بود:/)
موش=نبله تی(همین جوری)
سنجاب=امین(این بیچاره هر دفه یکی میشد)
بعد خوندن اهنگ و تموم شدن
رفتم سفررو باز کردیم
شام و خردیم تموم شد
رفتیم اتاق
درو بستیم یه اهنگ باز کردیم اولش اینجوری بود:
بدو چراغارو خاموش کن بهزدا میخونه گوش کن
منم سنجابو فرستادم بره خاموش کنه
همه جا تاریک شد
mp3های دختر خاله هام نور رنگابرنگ میداد گذاشتیم وسط و رقصیدیم
(نمیرقصیدیما مسخره بازی در میوردیم)
خلاصه با اهنگای مختلف فلان فلان
خیلیییی خوش گذشت
جاتون خالی
بعد رفتیم بستنی خوردیم
با دیدن خندوانه(مسخره بود)
بعد اون زنداییم به سنجاب گف پاشو بریم
ماهم یواشکی فرستادیمش بره دستشویی
خلاصه اخرشم نذاشت بمونه و رفت
من و جوجه داشتیم تو اتاق حرف میزدیم که یهو
موش اومدو گف بچه ها حیف شد سنجاب نموندا
من و جوجه:به ماچه نباید برا اونم عصابمنو خورد کنیم و....
موش:بیاین پایین براتون یه سوپرایز دارم
ما:باشه
رفتیم پایین
یه میز کامپیوتر هس جولو اون یه پشتی گذاشته بود
من تو دلم:این سوپرایزه!!
یهو پشدیو برداشت
من تو دلم:حتما خوراکیه...پوفف
که یهو.....
سنجاب ازش بیریون اومد
من:جیغغغغغ پریدمئ بغلش کردم
کی اومدی؟؟چی شد...
هیچی دیقه اونم اومد شبو بمونه^_^
خوب حالا ساعت1اینابود
موش رفت دستشویی
جوجه و سنجابم رفتن اب بخورن
منم از فرست استفاده کردم و رفتم پشت اویز قایم شدم
اومدن داشتن لب پنجره حرف میزدن
موش:بچه ها رزالین کجاس؟؟
سنجاب:مگه پیش تو نبود؟؟
منم که خندم میگرفت از پشت اویز:من جنم اومدم شمارو بخورم
یهو از پشت اویز در اومدم
اونا:جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
من:
خلاصه شبو حرف زدیم بعد ساعت3اینا خوابیدیم
منم که نمیتونستم بخوابم:/
ساعت4خوابم برد
صب که بیدار شدیم
بعد خوردن صبحانه
یه اهنگ دیقه خوندیم
بازم از تی ام
این یکی اسمش:فضانورد
سنجاب=دیانا
بعد خوندن اهنگ رفتیم فیلم دیدیم
ساعت5سنجاب رفت
ساعت8من
خوش گذشتش


همی اینم خاطره
چه طولانی بود
هنوز خلاصه گفتم
دستم خسته شد
جــاء







نظرات : ~»ثابت