تبلیغات
انیمه کلاب

های گایز こんにちは女の子

دوشنبه 31 فروردین 1394 12:41 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤




http://s9.picofile.com/file/8317751792/%D9%88%D9%84%DA%A9%D8%A7%D9%85.gif
های گرلز
به وب انیمه ای من خوش اومدین
من رزالین هستم
مدیر این وب
شاید یه وب انیمه ای باشه
ولی از هر چی دلم بخواد اپ میکنم:/
الکی نگین از من کپی کردی چون من منبعم فقط سایت های خارجی هستن
اگه تند یا سدر باهاتون رفتار کردم بدونین یا ناراحتم یا عصبانی گاهی این اتفاق برام میوفته
ولی اخلاقم مهربونه و خجالتی هست
دوس ندارم از کسی کینه به دل داشته باشم
مگر این که بدترین کارو کرده باشه
واینم از نظر من دلشکنی هست
بگذریم
اهان داش یادم میرفت باهمه جز پسرا دوست میشم
عکس زیر=قانون ها
http://s9.picofile.com/file/8317751700/%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86.png
منظورم از نظر جبرانی=100%  اینه که حتما میدم
لطفا بهشون عمل کنین




دکمه های وبم
http://s8.picofile.com/file/8317751676/%D8%AF%DA%A9%D9%85%D9%87_%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC_%D9%86%D8%B8%D8%B1_%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C_%D9%87%D8%A7.PNG
http://s8.picofile.com/file/8317751634/%D8%AF%DA%A9%D9%85%D9%87_%D8%AF%D8%B2%D8%AF.png

http://s8.picofile.com/file/8317751526/_%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%AF%DA%A9%D9%85%D9%87_%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81.PNG


ارم وب:
http://s9.picofile.com/file/8317751826/1.PNG


اون یکی وبم برا رفتن توش کلیک کن
     http://s8.picofile.com/file/8317751842/2.PNG      

جمله ی هفته
تیر ماهیا چشاشون دیوونه میکنه
صداشون اروم







نظرات : حرفاتون

×36×

سه شنبه 6 شهریور 1397 10:21 ق.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤


http://s9.picofile.com/file/8335837442/tumblr_nmnrcnebsu1rkxhieo2_540_by_skanantene_d8scjw6.gif

کونیچیوا
ااااا تابستون تموم شد من یه پستم نذاشتم-.-
عجب ادم فعالی هسم منننن^_^
الانم اومدم واسه ارواح سرگردان وب
خا داریم ب ماه گند مدارسم نزدیک میشیم
منم دیگ کم کم باید از نت خدافظی کنم
تموم بشه دیگ نمیخرن
اهههه دلم واسه وب فاز سنگینم تنگ شدههههه
میخوامش
تابستون تموم شد من هنو نصف فیلما و انیمه هامو دیدم-.-شتتتت
امسال تابستون اصن کیف نداد
البته از 26تیر تااا 20-21مرداد خیلیییی کیفففف دااااااد
کاشکی زمان همیشه اونجا متوقف میشد
یاه یاه با اهنگ وب حال کنین

نمیشیم خسته/هستیم پایه باز
رزالین(اپیکور)رده/بدجور داره فاز
هنوزم بالاییم/تهران تو بگاز
بروووبچچچچ ساری
امسال سال ماست

اغا بنده بدجور تو فاز فیلم هشدار برای کبرا11 رفتم
البته من فیلمیو نمیبینم مگه اینکه خیلی خفن باشه یا بازیگرش عشق باشه
و این فیلمم مورد دومه
عاشق وینزنز کیفر یا همون الکس براند هسممم
http://s9.picofile.com/file/8335837476/400px_Lackschädenalex.jpg

الهی خلافکار بشم پلیسم تو باشی*-*
اصن اینو ارسلان عشققققن*^*
خوب دیگ چی؟؟:/
اوووممم هیچی
امیدوارم تو ماه مزخرف موفق باشید
فعلا




نظرات : ~>ثابت

×35×

شنبه 30 دی 1396 05:31 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤

http://s9.picofile.com/file/8317246150/original2.gif

اوووووووس
اوگینکی دسوکا؟؟^-^
امتحاناتون تموم شده؟؟
وعییی اینجا برف میباره هی تعطیل میشیم ای حااال میدهههه
خب خب
میخوام یکیییی از انمیه های موردعلاقم
به اسم هایکیو رو معرفی کنم^.^
تصویر بالایی هم ک میبینید مال همین انیمس
نیشینویا جونمهههه*-*
خب دیه  برید ادامه


بکوب

نظرات : ~>ثابت

×34×

یکشنبه 12 شهریور 1396 08:53 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤

تصویر مرتبط
اوووس میسنا سان
چطورید؟؟
خب به سلامتی قالب وبو عوض کردم:/
اغااااااااااا چن تا از وبامو حذفیدم
کدهای میس رزالین-فازسنگین-وینکس کلاب
اونم فقط سر اپلود کننده بیشور که فیلتر شده بود و هی قاطی میکرد
عررررررررر
خب دیه گذشته ها گذشته
همنطور که قول داده بودم معرفی انیمه اوردم
اونم دیت نوت(دفترچه مرگ)
برید ادامه

بکوب اینجا

نظرات : ~>ثابت

×33×

جمعه 30 تیر 1396 02:13 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤


http://up.img7.ir/kkq49.gif
کونیچیوا میناااا سااااااان

چطورید؟؟خوبید؟؟
خوب نیستید؟؟
خا ب من چه:/
فردا تولدمه:/
چی بگم دیگه؟؟
دیدید وب داغون شده
اپلود کننده عکسم به باد رف
بیخی بیخی درس میشه
اغا حس اپ نی:/
ماشالا همه هم که ریختن تل
وب نویسی به تاریخ پیوست
خدایی دم2-3سال پیش گررررررررررم
ایشالا خدا بخواد میخوام تم وب رو گلکسی کنم:/
تابستونم رو به پایانه:/
میخوام پست بعدی معرفی انیمه بزارم
اغا یه چنل داریم تو تل
مال دوستمه من توش ادمینم
یه سری بهش بزنید خوبه
https://t.me/anime_4_you
خوب دیه چیزی به إهنم نمیرسه بگم
فعلا تا مطلب بعدی
جااااااناااااا



نظرات : ~>ثابت

×32×

سه شنبه 5 بهمن 1395 02:53 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤

http://s4.img7.ir/OIQzy.gif

کونیچیوا
چطورید؟؟
خوبید؟؟خوشید؟؟
من که  داغونم
یک شنبه تو مدرسه پام لیز خورد با کله اومدم زمین
کلا سمت چپم نابود شده
گونم +زانو هام ورم کرده
همچین مریضم شدم
خیلی بد-_-
دیشب دوتا آمپول زدم الانم سرم-_-
امروزم کلا مدرسه نرفتم
عه-_-
دارم حرص میخورم-_-
امروزم کلاس زبان داشتم نمیتونم برم-_-
بعدش چهارشنبه قرار بود بریم کتاب خونه اونم نمیتونم-_-
همین دیه
کاری باری؟؟
پست ثابت بگو
فعلا
جانا




نظرات : ~>ثابت

×31×

چهارشنبه 21 مهر 1395 05:06 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤


http://www.upsara.com/images/797z_1434a4d9282f836743f7a57e7ba2d81c.gif

سیلوم بچول
چه خبرا خوبید خوشید؟؟
ببخشید یه مدت نبودم:/
امروز خاطره روز اول مدرسه+معرفی انیمه میزارم
خب پرت شیم به(1395/7/1)

امروز تو مدرسه وقتی رفتیم طبق معمول حمله بردیم طرف صندلیا:/
منم ریلکس رفتم سونی برام جا نگه داشته بود.ما چهار تا کنار هم نشستیم
اینجوری از طرف دیوار
سون آی(همون سونی)من زهرا و زهرا.ن
خلاصه معلم اومد و زر زر زر
زنگ خورد من رفتم پیش دخمل خاله هام(روبه رو کلاس ما کلاس اوناس)
پیش فلورا رومی شای و رری استلا و بلوم اسپارکل
که یهو زهرا پرید نزاشت با اونا برم-_-به عشقام حسودی میکنه
منم در رفتم رفتم پیششون:/خب امسال سال اولین من باس پیششون باشم خخ
خلاصه بعد از هزار دور زنگ خورد صف وایسادیم رفتیم کلاس
و دوباره معلم ادبیات اومد و باز زر زر :/
بعدش زنگ خورد من باز در رفتم:|
زنگ آخر ورزش داشتیم معلممون نیومد
داشتیم بازی شهر هر میکردیم نوبت من شد گفتم توکیو
حالا بیا و این و بنویس(خنگن)خلاصه وستای بازی مبصرمون گف این تپکیو مال ایرانه روستاس کجاس
من فقط شفاعت خواستم-_-
همین دیه فقط دلم برا بلوم پای تنگههه
اونم سال بعد میاد
سایونارا




نظرات : ~>ثابت

×30×

جمعه 1 مرداد 1395 05:37 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤


کونیچیوا مینا-سان
دیروز(31 تیر تولدم بود)تولدم بود
منم که هر سال این روز باید بلایی سرم بیاد:|
بلای امسال:

http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15219711-6147-l.jpg
(بیاین بکشینم چرا دستم این فرمیه:|)
دستم شکسته:|

صب دخترخاله جونیام زن زدن که اگه بعد از ظهر خونه اید بیام اونجا
منم گفتم البتهههههههه
خلاصه دیگه دیگه
ساعت6اینا اومدن
منم فک کردم نمیدونن تولدمه
ولی عجقاام بهترین هدیه تولدمو اوردن بودن خیلی دوسشون دارم^^
مثل همیشه کلیی حرف زدیم
از همه چی
و یه تصمیم بزرگ هم گرفتیم(ببخشید نمیشه گف:/)
حالا شاید روزی تبدیل به واقعیت شد^.^
خیلی حال داد خیلیییییییییییی
خلاصه موقع اذان ساعت9 پاشدن رفتن:(
ماهم رفتیم باغ
شام و خالم اینا درست کرده بودن
ساعت 10 خوردیم
جوجه کباب بود
خیلی خیلی خیلی چسبید
بعد شام ما دخترا که شامل
دختر خاله هام،اون یکی دختر خالم،و زنداییم
هست رفتیم اتاق فک زدیم بقیه هم بیرون نشسته بودن:|
ساعت11:30اومدن برای من تولد بگیرن:|
منم شر کردم30دقیقه دیگه میشه1مرداد قبول نیس زود باشید:|
بابام فشفشه اورد به همه داد منم اونجا شر کردم مننن موووندمم
یعنی همه داشتن بلند بلند حرف میزدنا:|
بعدش کیک مو اوردن
این بود:
http://8pic.ir/images/8df68mn7gq4fswojzz9k.jpg
اینقدر خندیدیم که این چیه کشیدن روش
اسبه، ماره چیه
بعد به مامانم گفتم:من پونی میخواستما مطمئنی این پونیه؟
خلاصه
من رفتم نشستم اون سر که همه ببیننم
کیکم گذاشتن جلوم که داییم اومد نشست سمت چپم و تمام وزنشو انداخت روم:|
نم هولش دادم اون ور ک دیدم خیر فایده ندره:|
توی دلم گفتم:اشکال نداره تحملش میکنم
این و که گفتم پسر خالمم اومد نشست سمت راستم
یعنی دوتا عزرائیل کنارم و نقشه کشیدن:|
واییی با تمام سرعت پاشدم و رفتم نشستم اون سر و اهی کشیدم
دختر خالمM:خخخ رزالین فرار کرد
کیک و اورد جلوم و خودشم نشست کنارم
کیکمم شمع نداشت:|کیک و که بردیم درختر خالم الی اومد از خامه کیک برداشت و به صورتم زد
به پیشونیم،بینیم،گونه هام و چونم:|
منم همنجور نشستم حوصله شستن صورتمو نداشتم
کادو هارو اوردن منم باز کردم
همشون لباس بود:)
خخ اون موقع پرسیدن یکی از کادو ها مال کیه
من:زندایییم(برا حرص دادن داییم گفتم)
داییم:-_-
من:
(دوتا لباس بود یکی زرد و اون یکی سبزو طوسی)
داییم:رزالین اون زرده رو زندایی خرده سبزه رو من
من:اا واقعا؟میگم اخه چرا زرده خوشگل تره
داییم:بی سلیقه هم رنگ کیکته
من:
بعدش رفتم صورتمو شستم اومد
 کیک رو بریدن و دادن
دختر خالم الی پاشد دستمال بیاره برگشتی نشت روی کیکش
همه:
من:حقت بود تو صورت من و کیکی کردی
بعد خوردنا کیکابابا بزرگ اینام پاشدن رفتن همراه داییم اینا
بعدش خاله بزرگم رفتن موندیم ما و اون کی خالم اینا
ساعت1اینا هم برگشتیم خونه
میشه گفت حال داد
راستی توی تولدم شما دوستامو ارزو کردم
میگن نباید ارزو رو بگی
ولی امیدوارم روزی به حقیقت تبدیل بشه
همین دیگه یادی زر زدم

سیونارا







نظرات : ~>ثابت

مطلب رمز دار : کد قالبی ک میخواسی

یکشنبه 27 تیر 1395 05:12 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



نظرات : حرفت

×29×

سه شنبه 18 اسفند 1394 10:12 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤
http://8pic.ir/images/pqhsdc9cylye7er18o0l.gif


های
چطورین؟
من=افتضاح
چرا؟خوب بزارین از اول بگم
دیروز با خالم اینا رفتیم خرید عید
خب ساعت2رفتی7،8برگشتیم
من کاملا سالم بودم
وقتی شب رفتم بخوابم گلوم درد کرد
دارو خوردم خوابیدم دیگه درد نمیکرد
صب که پاشدم دیدم بدتر شدم
خلاصه رفتم مدرسه بدتر از قبلا شدم
زنگ دوم برگشتم خونه
کل بدنم درد میکرد:(
بدش تب کردم
الان انگار جهنمم دارم میمرم
حالمم به هم میخوره
همشم سرفه میکنم
الانم که میلرزم و سدمه
ظاهرا تب و لرز گرفتم
واییی بچول داعا کنید زود خوب بشم:_(
خو دیه همین
بای تا بیهوش نشدم:(




نظرات : ~>ehfj

×28×

سه شنبه 22 دی 1394 01:47 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤
http://8pic.ir/images/f8ucs4d6qtdl0kc22e0q.gif
(چهارشنبه10:16)
هایییییییییییییییییییییی
امروز خیلییی خوش حالممممممممممم
اخه داداشم به دنیاااااا اومددددددددددددددددددددددد
یوهوووووووووووووووووووو
وایییییی
امتحان عربی داشتیم
منم خونه خالم اینا بودم
برای ملاقات قرار بود ساعت1بریم
با یه هیجانی امتحان دادم
خرابش نکنم خوبه
خلاصه برگشتم دختر خالم الی خواب بود منم گرفتم خوابیدم
ساعت11بیدار شدیم
ناهار اینا حاضر کردیم1:30راه افتادیم
ساعت2:55دقیقه رسیدیم
بابم یه گل خریده بود که ببریم تو
ساعت3درو باز کردن
منم با یهه عالمه شوق رفتم اونجب
وییییی خیلییی کوشولو هستشششششششش
جونمممم عاشقشمممم داداشی جونممممم
اونجا گریه هم کردممممممم
عشقممممممممههههههههههههههههههه
هنوز تو بیمارستانن جمعه میان
سایونارااااااااااااااااا







نظرات : ~>ثابت

×27×

سه شنبه 22 دی 1394 11:01 ق.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤
http://8pic.ir/images/tz6e0juluieypminsqh7.gif
هاییییییییییییی
من دوباره اومدم
خوبین؟؟
بنده یسسسس
خوب من میخوام این چند مدت که نبودم خاطره هامو تعریف کنم
چیه خوب دلم برا خاطره گفتن تنگ شده:|
برمیگردیم به:شنبه10:5

امروز تو مدرسه زنگ اخر امتحان ورزش داشتیم!اونم چی!؟
دراز نشست
خدایی پدرمون در اومد
خوب بر اساس دفتر نمره میرفتیم
اولش رکرد50شدش که دوست من زد
کمترینم18 شد
یکی از بچه ها(پادشاه موشها)بهش خندید به سر خودش اومد10 تا رفت
بعد سفید برفی(دوست دوران ابتداییم)رکرد و کردش60
منم هی هی اونجامیگفتم:من100تامیرم:|
خوب نوبت من رسیدش منم رفتم
چشامو بسته بودم تو دلم به خودم امید میدادم
به57که رسیدم خسته شده بودم
بعدش گفتم من میتووووونممممم
دوستم نایب هم پاهرو نگه داشته بود گفت:زود باش تو میتونی
منم تو دلم گفتم:من باید اینکارو بکنم
بخاطر ایاتو_چیه خو:|)
بخاطر دوستام
خلاصه به هر زوری شده خودمو به60رسوندم
 بعد اونم دوتا دیه رفتمرسیدم به62 و رکورد رو زدم
مرده بودم دیه نمیتونستم پاشم
خلاصه فرستادنمون حیاط ماهم رفتیم برف بازی کردیم
از اونجا هم یخ زدم
رسیدم خونه گرفتم خوابیدم تا ساعت4
همین دیه
ســایــونــارا




نظرات : ~>ثابت

×26×

یکشنبه 8 آذر 1394 03:40 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤

http://s3.img7.ir/hjjrB.gif

سلومممم
چطورین؟؟
من~>خوبم
هفته قبل فقط2روز رفتم مدرسه
خوب چیه مریض بودم
ولی الان کاملا خوبم
یکشنبه شب بدجورییی مریض شدم کل شب بیدار بودم
براهمون دوشنبه مدرسه نرفتم
سه شنبه رفتم ولی زنگ دوم حالم بود شد
مدیرمون زنگ زد بابام اومدیم خونه
بعد کمی خوابیدم بعدش هردومون رفتیم دکتر
بابامم مریض بود:/
خلاصه دکتر بهم مرخصی داد
و سرومم نوشت
البته من نمیترسم از سروم:/
فقط مامانم گفته بود رگه ترسیدم
وقتی بابام رفته بود بخره من:درد نداره درد نداره
خلاصه رفتیم زدیم کمی درد داشت
بعدش اومدیم خونه
3ساعت طول کشید تموم بشه
بعد اینکه تموم شد حالم بهتر شده بود
فرداشم که چهار شنبه بود نرفتم مدرسه دیه چون دکتر گفته بود
خلاصه کف کردم
هههه
همین دیه اممممم
راستی ماه بعد20اینا داداشیمم به دنیااا میاد
اصلا نفهمیدم این8ماه چجوری گذشت
خیلییی خوشحالممم

همیننن
جـــــــاء





نظرات : ~>ثابت

×25×

جمعه 22 آبان 1394 07:00 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤

http://s3.img7.ir/UAOdu.gif
سیلوممم
چطورین؟؟
من=بدک نیستم^^
دیشب ساعت1مامانمو بردن بیمارستان
زنگ زده بودن مامان بزرگم اومده بود
ساعت2منم خوابیدم
ساعت6هم بیدار شدم
حاضر شدم نشستم پا کامپیوتر متن تیتراژو نوشتم
بعد رفتم مدرسه
مدرسمون نزدیکه خودم رفتم
تا مدرسه یخ کردم~_~
بعدش که برگشتم دیدم اوناهم اومدن
مامان بزرگم و داییمم بودن
منم که خسته کوفته:/
مامان بزرگم:داداشتو دیدی اوردیم
من:نه!!
مامان بزرگم:رو تخته
تو دلم:اخه من کیفمو پرت کردم رو تخت هیچی نبود-_-
بابامم غذارو از بیرون خریده بود
نشستیم خوردیم بعدش مامان بزرگم اینا رفتن
من:مامان چیشده بود؟؟
مامانم:هیچی دیه رفتیم دکتر گف سنگ کلیه داری
بعدش نشست تعریف کرد که چیچیا شده
همین دیه
اها راسی دارم یه کتاب میخونم به اسم:سیاحت غرب
اینمه هایی که دارم میبینم:k-onوlove live 
و البته انیمه مورد علاقم فصل2
همین ساکاماکیه دیه:/
در مورد بعد مردن و اینجور چیزاس
کتاب جالبیه
همین اممممم
سایونارا



نظرات : ~>ثابت

×24×

شنبه 18 مهر 1394 06:04 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤

سیلوم^^
چطورین؟؟
خوبین؟؟
من~>بدک نیستم
دیشب ساعت3خوابیدم
چرا؟؟
چون عروسی پسر خاله مامانم بود
جاتون خالی چسبید^^
ولی صبح که بیدار شدم واییییییی داشتم بیهوش میشدم-_-
به زور تو کلاس بیدار موندم
دوستم نمیزاشت بخوابم منم تو دلم:شوووو بیا به من خوابیدن یاد بده
زنگ ریاضی که اصلا نگو من خوابیدم
دوستم:نخواببببببببببب
من:
زنگ دومم امتحان اغازین داشتیم
منم نخونده بودم:/
ولی خوب دادم
زنگ اخرم که ورزش داشتیم
بسکت بازی کردیمممممممممممم
من عاشق بسکتبالم
داشت جان بخشی به توپ و احساس کردنشو یاد میداد^^
هیچی دیه زنگ اخرم خسته کوفته اومدم خونه
گرفتم خوابیدم
به زور بلند شدم ناهار خوردم دوباره خوابیدم
تااا ساعت5 که بیدار شدم:/
هیچی دیه
سرم درد میکنه
همین^^
جاء





نظرات : ~»ثابت

×23×

سه شنبه 31 شهریور 1394 02:00 ب.ظ

نویسنده : ❤Bad†Girl❤
http://s2.img7.ir/L3bZM.gif
سلام
خوبین؟؟
من:افتضاحححححح
فردا مدرسه ها شروع میشن
مامانم دیه نمیزاره بیام نت
یعنی میزاره اما کم
منم روزی1یانیم ساعتی میتونم بیام
هعیییی اخه چراااااا
من نمیخوام برم باغ وحش(مدرسه)
ایییی خداااااا
من هنو هیچ انیمه ای ندیدم
وجدانم:این 4ماه چه غلطی میکردی
ممن:از اون غلطا که تو میگفتی
وجدانم:

راستی
امروز رفته بودم مدرسه یه مداد درس کردن توش نوشتن:
باز بوی خوش مدرسه امد
بوی گل بوی کتاب
بوی دوستی و.....
حالا من:
باز بوی گند مدرسه امد
باز بوی اشغال همه جارا گرفتم
باز صدای زرزر های حیوانات(جز دوستام)در باغ وحش امد
باز بوی خوب دوستام اومد:)


اومدم خداحفظی

خوب خداحفظظظظ همه دوستاممم
تا تابسوتون سال بعد
البته این8 ماهم هستما:/
یه چن خداحفظی ویژه:

1-به خواهریم پری شیمر: خداحفظ خواهری جونم خیلی دوست دارم دلم برات تنگ میشه

2-به میتسوکی جونم:هعی میتسو کجایی؟؟تابستون تموم شد تو نیومدی!!!هعی پس چی شد اون همه شب بیدار موندنامو
24 ساعته چت کردنامون...لاقل موقع مدرسه ها پیدا شه..دلم برات تنگیده..سایونارا میتسوجی من

3-به لایتو جونم:عشقمممم خداحفظظظحرف زدن باتو یه چیز دیه بود دلم برات تنگ میشه
4-به مریم جونم:خداحفظ مریمی
دلم بات خیلی تنگ میشهتوهم که رفتی..
5-به غزل جون:غزلی من خیلی دوست دارم
لدفا ببخشم اگه بدی کردمبای
6-به یاسمن جانم:یاسمنی خداحفظ
فلاترشای منمن دوست دارم
7-از اینم که کردم.....
8-بای اپل تیریکسی پارمین  فاطمه رریتی پانیذ دش و بقیه دوستام

همتونو خیلی میدوستم

جــــــــــاء



نظرات : ~»ثابت


Count All Plates : 3 1 2 3